گفت‌وگو هفته نامه بازار امروز (ویژه نامه کارگزاران بورس)

01 دی 1394
گفت‌وگو هفته نامه بازار امروز (ویژه نامه کارگزاران بورس)

گفت‌وگو هفته نامه بازار امروز (ویژه نامه کارگزاران بورس)  با دکتر عبداله رحیم لوی بنیس مدیرعامل کارگزاری بانک انصار (پارس گستر خبره سابق)

 

قانونی برای تایید صلاحیت مدیران عامل کارگزاری نداریم

قانون بازار نیاز به بازبینی دارد

صنعت کارگزاری دست‌کم در یک دهه گذشته شاهد فراز و نشیب‌های زیادی بوده است. عده‌ای مشکلات این صنعت را ساختاری و برخی ناشی از قوانین و مقررات موجود می‌دانند؛ کسانی هستند که معتقدند تعداد کارگزاری‌ها زیاد است و آنها باید ادغام شوند و در مقابل، عده‌ای می‌گویند صنعت کارگزاری باید تخصصی شود. درباره مشکلات این صنعت با دکتر عبدالرحیم لوی بنیس مدیرعامل کارگزاری بانک انصار (پارس گستر خبره) گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.

آقای دکتر لطفا نظرتان را درباره وضعیت صنعت کارگزاری بیان کنید.

کارگزاران به جای عمق دادن به خدمات خود و به جای وقت گذاشتن و ایجاد خلاقیت و باز کردن مسیرهای تازه، دچار روزمرگی می‌شوند و این مسئله به‌خاطر تامین هزینه‌های جاری آنها اتفاق می‌افتد که این نقصان خیلی بزرگی در صنعت کارگزاری است.

همانطور که می‌دانید ترکیه بازارسرمایه‌اش به عنوان نهمین بورس بزرگ دنیا 62 شرکت کارگزاری دارد. ملاحظه بفرمایید که تفاوت چقدر زیاد است و یا بورس لندن با آن حجم گسترده اگر اشتباه نکنم تعداد کارگزاری‌های آن کمتر از 40 است. این یک مشکل است.

مشکل دیگر این است که ما اساسا صنعت کارگزاری را خوب درک نکرده‌ایم و این مشکل به کارگزاران بر نمی‌گردد بلکه مربوط به ساختار بازار سرمایه است.

من بعد از حدود نه ماه که در صنعت کارگزاری هستم، حس کردم کارگزاران ما عمدتا خودشان را محدود به یک سری فعالیت که در دنیا به آنها بروکرهای شخصی می‌گویند و به صورت فردی انجام می‌شود، محدود کرده‌اند در صورتی که کارگزاران باید در زمینه تنوع و کیفیت خدمات بیشتر دقت کنند. چرا به این دقت نمی‌رسند این هم دلیل دارد. بنده با گفتن این مثال قصد برگشت به ساختارها و مقررات را دارم. زمانی که می‌خواستم به کارگزاری بانک انصار (پارس گستر خبره) بیایم، بحث تایید صلاحیت مدیرعاملی مطرح شد. منظور از مطرح کردن این موضوع، مشکل صنعت کارگزاری در جذب مدیران بزرگ و با تجربه است. در مقررات بازار سرمایه ما هنوز قوانینی برای تایید صلاحیت مدیرعامل وجود ندارد و این موضوع برمی‌گردد به سوالاتی که در جلسه تایید صلاحیت مدیرعامل پرسیده می‌شود و این اشاره به نوپا بودن این صنعت دارد.

ما در علم مدیریت بارها خوانده‌ایم و به دانشجویان هم یادآوری کردیم که یک مدیر ارشد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد. مدیران عملیاتی توانمندی‌های تکنیکی باید داشته باشند. یک مدیر ارشد باید هماهنگ‌کننده باشد، یک لیدر باشد و این به عمق فاجعه اشاره می‌کند. وقتی بنده که سابقه 28 سال مدیریت در این کشور را دارم، در جلسه تایید صلاحیت سوالاتی از من پرسیده می‌شود که در اصل از یک مدیر جوان پرسیده می‌شود. یک مشکل عمده بازار سرمایه دقیقا به اینجا برمی‌گردد که مدیران با تجربه و مدیرانی که قابلیت درک و فهم شرایط را داشته باشند، سرد و گرم چشیده باشند و محیط داخل و بیرون را خوب درک کنند تا بتوانند تعاملات بین صنعت و باقی بخش‌های اقتصادی را مدیریت کنند، در این صنعت جذب نمی‌شوند و متاسفانه مشکل اصلی از همین جا شکل می‌گیرد.
نظرتان درباره قانون اوراق بهادار که یک دهه از عمر آن می‌گذرد، چیست؟

به نظر من یکی از مشکلات کوچکتر این صنعت، خود قانون است. این قانون در دهه 80 در یک شرایط بدیع و با وجود یک بازار نوپا و نوظهور و با سرمایه خیلی کم وضع شد و آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های آن شکل گرفت و حال بعد 10 سال دیگر موقع بازبینی است و صدمات این عدم بازبینی‌ها می‌شود تخلفات ناگزیر. در بعضی مواقع ما تکلیف‌هایی به عهده کارگزاران می‌گذاریم که غیرقابل اجرا هستند و هیچ منطقی سر از این تکلیف‌ها در نمی‌آورد. در اصل ما قانونی را وضع کرده‌ایم که امکان اجرای عملیاتی ندارد و این منجر به توسعه تخلفات می‌شود و منفذ گریز یا دور زدن قوانین باز می‌شود و در نهایت، به جای اینکه مدیران وقت خود را برای اجرای وظایف خود بگذارند، در راه رفت و آمد برای توضیح دادن هستند.

طلب بعدی در مقررات ساختارها این است که وقتی برای یک بازار کوچک قانون می‌نویسید متعاملین خیلی کمی دارد و کسانی که مقررات را تامین می‌کنند، حوزه محدودتری دارند و خروجی این مقررات با یک نگاه خاص می‌تواند تامین شده باشد، با یک نگاه خاص می‌تواند تدوین شده باشد که اصطلاحا به آن امروزه گفته می‌شود مقررات در خدمت یک طیف خاص است. شاید روح مقررات این نباشد ولی خروجی این شده چون از دید یک طیف خاصی تحریر شده است. این عدم به روزرسانی خروجیش می‌شود قصه پتروشیمی‌ها که وزیر صنعت و معدن درآورده است چون بازار را ناکارآمد می‌بیند و بازار را عمیق نمی‌بیند یعنی قدرت امروز در صنعت پتروشیمی دست عده‌ای خاص است که در قدرت هستند. باید اشاره کنم به این نکته که قدرت ما خیلی کم است نه اینکه آنها خیلی قدرتمند باشند. ما برای بالا رفتن قدرت باید به سمت شفاف‌تر شدن، بازبینی مقررات و بروز شدن آنها، عملکرد درست، ابزارهای نوین، خلاقیت، نیازشناسی و نیازسنجی به موقع صنعت، پاسخگویی به موقع و مناسب برویم که متاسفانه هنوز این امکان را نداریم. ما هوشمندانه عمل نکردیم که یک سری دلال می‌آیند و به بازار و صنعت فشار می‌آورند و خروجی آن این می‌شود که به طور مثال، پتروشیمی اختیاری شود و این آسیب‌ها برمی‌گردد به هوشمند نبودن و درست عمل نکردن.

جایگاه بازار سرمایه در بسته ضد رکود دولت را چگونه می‌بینید؟

بنده این نکته را در مصاحبه‌های متعدد گفته‌ام که امروزه حدود 40 درصد GDP ما در حوزه بازار سرمایه شکل می‌گیرد ولی متاسفانه مدتی قبل که دولت بسته ضد رکود خود را ارائه کرد ما هیچ ردی از این 40 درصد در آن ندیدیم و حتی یک اشاره کوچک هم به آن نشد. در اصل دو صنعت را هدف‌گذاری کرده‌اند، یکی بحث لوازم خانگی و دوم خودروسازی. لازم به ذکر است که خودروسازی در بهترین وضعیت حداکثر هفت درصد GDP ما را شکل می‌دهد و در این خصوص هیچ کس اعتراضی نکرد و این نشان‌ می‌دهد که بازارسرمایه ما به هیچ عنوان باهوش نیست، سنسورهای حسی اصلا وجود ندارد و در صورت وجود داشتن کار خاصی انجام نمی‌دهد و توانمند و پرقدرت نیست و منظور از قدرت در اینجا فکر، ایده و حضور است و هنوز هم بعد از یک سال صنعت پتروشیمی در ابهام و انتظار نرخ خوراک است و بازارسرمایه ما که عرض کردم 40 درصد GDP ما را تشکیل می‌دهد، در حال تاثیر گرفتن از این شرایط است.

در چنین شرایطی که بازار سرمایه هر روز در حال تحلیل رفتن است و از حمایت لازم برخوردار نیست و هر روز کوچک‌تر و بی دفاع‌تر می‌شود، وجود نوسانات زیاد باعث می‌شود صنعت کارگزاری هم در یک موضع تدافعی قرار بگیرد و این موضع تدافعی ریشه در مشکلی دارد که به آن اشاره کردیم، یعنی نبودن مدیران کارآمد.

باید اضافه کنم که خود بنده همیشه به جوانان اعتقاد دارم ولی جوانان باید یاد بگیرند که دنیای کسب و کار دنیای بازی نیست بلکه دنیای تدبیر و تجربه است. وقتی به صنعت کارگزاری ما نگاه می‌کنید در مدتی که ما شاهد یک سری تغییرات مدیریتی بودیم، چه اشخاصی وارد این عرصه شدند و مدیریت این بخش را عهده‌دار شدند. ای کاش این افراد در زمان رونق بازار نقش می‌گرفتند تا می‌توانستند فارغ از این مسایلی که در بازار است با آرامش با یک فکر بهتر به کسب تجربه بپردازند ولی متاسفانه ما در بدترین شرایط آمدیم و از نیروی جوان در این صنعت استفاده کردیم.

آیا ادغام کارگزاری‌ها اقدام مناسبی است؟

در مورد ادغام کارگزاری‌ها باید عرض کنم، اینکه ما به سمت ادغام کارگزاری‌ها برویم کار درستی نیست. مسیری که شروع کردیم را باید ادامه دهیم ولی باید آن را درست مدیریت کنیم. به هر حال وقتی ما از ترکیه و لندن صحبت می‌کنیم، باید بدانیم که سهم سرانه درآمد مردم عادی انگلیس چقدر است و کارگزاری آن هم به تناسب همان سرانه تعیین می‌شود ولی کشور ما کلا از این معیارها به دور است. مثلا اگر سرانه درآمد هر شهروند انگلیسی پنج هزار دلار است به همان نسبت سهم درآمد یک کارگزاری آن ممکن است پنجاه هزار دلار باشد و این نسبت به تناسب از بازارآنها تعریف می‌شود ولی در کشور ما درآمد سرانه مثلا هزار دلار است، طبیعتا از کارگزاری هم نباید توقع داشته باشند پنجاه هزار دلاری باشد‌. به نظر من همین 107 کارگزاری را باید مدیریت و کمک کنیم و آنها را به سمت تخصصی شدن ببریم و این مهمترین نکته است. تخصصی شدن کارگزاری‌ها از ادغام کردن آنها بهتر عمل خواهد کرد.

چه عواملی صنعت کارگزاری را تهدید می‌کند؟

یک مشکل ذاتی که در بازارسرمایه وجود دارد و من همیشه به آن اشاره می‌کنم این است که تخصص‌ها و فنون بازار سرمایه ما مطلقا مالی است و این خیلی آفت و آسیب بزرگی است. تحلیل بازار، تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌هایمان نگاه مالی دارد در حالی که باید با تحلیل‌های اقتصادی و مدیریتی همگام شویم ولی شاهد هستیم که امروزه تایید صلاحیت مدیران عامل کارگزاری‌ها فقط با سوالات مالی است در صورتی که باید یاد بگیریم مقرراتمان را به سمتی ببریم که در ترکیب هیئت مدیره هر کدام از کارگزاری‌ها یک اقتصاددان و یک حقوق‌دان و نهایتا دو نفر متخصص مالی حضور داشته باشند و در کنار اینها یک مدیر باتجربه و کارآمد تا بتوانند عکس‌العمل‌های خود را در مقابل شرایط و نوسانات بازار کنترل کنند و تصمیمات سنجیده بگیرند.

ما همیشه مشتری‌هایمان را به رفتارهای گروهی متهم می‌کنیم ولی از مدیرانمان غافل هستیم که آنها چه نوع تصمیم‌هایی می‌گیرند و چه سمتی را به بازار می‌دهند و بنده این را در صنعت کارگزاری اصلا عمیق نمی‌بینم. در اصل وقتی یک جوان 30 ساله از دانشگاه مستقیما در صدر یک شرکت کارگزاری می‌نشیند و امور مدیریتی را به دست می‌گیرد، چه توقعی می‌شود از آن داشت. جوان‌ها ثروت آینده کشور هستند، این جوانان را نباید خراب کرد و این موضوع نه فقط در صنعت کارگزاری بلکه در تمام بخش‌های کشور باید رعایت شود تا یک جوان پله پله و با کسب تجربه درست و اصولی در وقت مناسب در پست‌های مدیریتی درست ایفای نقش کند و این عرض بنده نادیده گرفتن جوانان نیست بلکه کسب تجربه کافی است‌.

در شرایط کنونی یک مدیر در عرصه بازار سرمایه باید از منافع کوچک و زودگذر چشم‌پوشی کند و درست و منطقی تصمیم بگیرد و یک فضایی که امید در آن است را ایجاد کند.

ما یک مسئولیت اجتماعی داریم و یک مسئولیت کشوری و ملی؛ مسئولیت اجتماعی ما جایی است که از منافع مشتریانمان دفاع می‌کنیم و از انتقال استرس بازار و سرمایه به آنها جلوگیری می‌کنیم و گاهی لازم است از سود شرکت به نفع مشتری صرف‌نظر کنیم. مشتریانی که در موقعیت‌های خوب به شرکت سود می‌رسانند در شرایط سخت ما باید به آنها سود برسانیم و کنار آنها باشیم. کارگزاران ما باید درک کنند که کارگزاری‌ها با وجود مشتریان شکل می‌گیرند و بدون آنها کارگزاری معنا ندارد.

آیا در حال حاضر کارگزاری شما با مشکل خاصی مواجه است؟

کارگزاری پارس گستر خبره که در حال حاضر ما آن را کارگزاری انصار نام‌گذاری کرده‌ایم، متاسفانه بعد از گذشت دو ماه نتوانستیم این اسم را رسمی کنیم و باید اشاره کنم یکی از اصلی‌ترین شاخص‌های رونق کسب و کار در دنیا همین تسهیل و سرعت در صادر شدن مجوزها است. متاسفانه من برای تغییر نام شرکتم بعد از دوماه هنوز نتوانستم تاییده مربوطه را از سازمان بورس دریافت کنم. در این شرایط ما نمی‌توانیم با اقتصاد دنیا رقابت کنیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم و یک روز تاخیر در تغییر نام شرکت کارگزاری انصار چه هزینه‌هایی را به شرکت تحمیل می‌کند.

هر روز که وقت ما در این برندسازی سوخت می‌شود، مجموعه از یک سری سودهایی که می‌تواند به دست بیاورد، عقب می‌ماند مخصوصا در عرصه بین‌المللی ما برای مذاکره با کشورهای دیگر باید برند و اسم شرکت را رسمی کنیم. وقتی درخواستی تنظیم می‌شود و به کشوری ارسال می‌شود، با نام کارگزاری پارس گستر خبره ما نمی‌توانیم به راحتی آن نامه را مجدد به اسم کارگزاری انصار تغییر نام دهیم و در حال حاضر پروژه‌های ما با بورس لندن دوماه است به‌خاطر صادر نشدن مجوز تغییر نام از طرف سازمان متوقف شده است‌.

کارگزاری انصار در تمام رینگ‌ها و بورس کالا مجوز فعالیت دارد و مجوز برگزاری کلاس‌های آموزشی را هم از سازمان دریافت کرده و در حال حاضر در شهرستان‌ها و در تهران در حال برگزاری دوره‌های آموزشی است.